کارنامک (CV)

ليسانس زبان و ادبيات انگليسي، دانشگاه فردوسي، مشهد، 1354
عنوان پايان نامه:
Brave New World: A Satirical Novel
فوق ليسانس ادبيات آمريكا، دانشگاه شيراز، شيراز، 1357
عنوان پايان نامه:
The Confidence-Man in Recent American Fiction: A Study of Novels by H. Melville, R. Ellison, S. Bellow, J. Barth and T. Pynchon
دكتراي ادبيات نمايشي قرن نوزده و سه دههُ 1960-1990 در بريتانيا
عنوان رساله:
Theatres of the Mind: A Study of Five British Romantic Dramatists with Five Recent British Dramatists

كارنامك تفصيلي:

تحصيلات و سوابق آموزشي-علمي

الف: تحصيلات
1- ليسانس زبان و ادبيات انگليسي، دانشگاه فردوسي، مشهد، 1354.
عنوان پايان نامه:
Brave New World: A Satirical Novel.
2- فوق ليسانس ادبيات آمريكا، دانشگاه شيراز، شيراز، 1357.
عنوان پايان نامه:
The Confidence-Man in Recent American Fiction: A Study of Novels by H. Melville, R. Ellison, S. Bellow, J. Barth and T. Pynchon.
3- دكتراي ادبيات نمايشي قرن نوزده و سه دههُ 1960-1990دربريتانيا.
عنوان رساله:
Theatres of the Mind: A Study of Five British Romantic Dramatists with Five Recent British Dramatists.
Home page: http://www.kkhec.ac.ir/klf/ghaderi.htm
ب: سوابق آموزشي
1- عضو هیات علمی دانشگاه کرمان از مهر 57 تا 1384 و تدريس دروس نقد ادبي، نمايشنامه، مكتبهاي ادبي، اصول و روش ترجمه، شعر، رمان، داستان كوتاه و نثر انگليسي.
2- عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ زبان¬ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران از شهریور 1384.
3- تدريس دروس عصر روشنگري، عصر رمانتيسيسم، و نمايشنامه قرن نوزدهم در مقاطع كارشناسي و كار شناسي ارشد در دانشگاه Essex انگلستان از سال 1372 تا پايان تحقيقاتِ دورهُ دكتري.
4- استاد مدعو دانشگاه ولی¬عصر رفسنجان
5- استاد مدعو دانشگاه هنر، سینما-تئاتر
6- استاد مدعو دانشگاه علامه طباطبایی
7- استاد مدعو دانشگاه تربیت معلم
ج: سوابق اجرايي
1-سرپرستي كتابخانه ملي كرمان در بدو تاسيس
2-سرپرستي گروه زبانهاي خارجي
3-معاونت آموزشي دانشكده هنر
4-عضو هيات تحريريه نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني
5-عضو شوراي تخصصي گروه زبان و ادبيات انگليسي
6- عضو هيات امناي تئاتر كرمان به مدت دو سال
د: سوابق پژوهشی
1-چاپ و نشر مقالات مختلف در باره تئاتر، سينما، نقد ادبي و نظريه ترجمه در نشريات مختلف
2 - ترجمه و چاپ 20 نمايشنامه
3 -سخنراني¬هاي مختلف در باره¬ی سينما، تئاتر، ترجمه و نقد ادبي.

ه: فهرست مقالات
1- ترجمه شعر و مسئله حفظ امانت: بحثي پيرامون استعاره و قالب شعر. ارائه شده در كنفرانس بررسي مسائل ترجمه . دانشگاه تبريز 14تا16 مهر ماه 1369.
ترجمه شعر هميشه براي مترجم مسائلي پيش مي آورد كه دو مورد آن از اين قرار است:
الف. وجه مجاز زبان و نحوه انتقال آن به زبان مقصد. از جمله وجوه مجاز زبان تشبيه و استعاره است كه مترجمان شعر را در تنگنا قرار مي دهد.
ب‌. ساختار شعر نيز در كار ترجمه مسئله بحث انگيزي است.
بنابراين، اين مقاله نخست به نحوه بر خورد با صور مجاز در هنگام ترجمه مي پردازد و شگرد هاي تعديل و بازسازي را به جاي تطبيق نحوي و صوري پيشنهاد مي كند. در ادامه اين بحث، ضرورت ايجاد وزن و موسيقي براي شعري كه مي خواهد ترجمه شود بررسي مي شود و راهكار هاي متناسب با قالب هاي شعري گوناگون به بحث كشيده مي شود.

2- هر كسي را اصطلاحي داده اند: پيرامون ترجمه متون نمايشي، ادبستان، سال اول ، شماره 8، 1369.
هدف از نوشتن اين مقاله دفاع از زبان محاوره در پاره أي از نمايشنامه هاست كه در هنگام چاپ به زبان مكتوب تبديل مي شود. اين مقاله واكنشي است به چنين عملي كه در هنگام چاپ نمايشنامه آن شب كه تورو زندان بود، كه توسط نگارنده اين مقاله و يدالله آقا عباسي ترجمه شده است، صورت زبان آن را مخدوش و غير دراماتيك كرده است.
در اين نوشته تلاش شده است، پس از بر شمردن خصلتهاي زبان دراماتيك، و با استناد به اين مطلب كه نمايشنامه در اصل براي اجرا نوشته مي شود، به ويرايشگران يادآوري شود كه نمي توانند زبان كليه چهره ها را به زبان مكتوب يا ادبي تبديل نمود، چرا كه معيار ماهيت و استعداد بالفعل چهره هاي درام است كه به زبان انها شكل مي دهد. زبان هركس شناسنامه اوست، و با مخدوش نمودن زبان هر كس انگار شناسنامه او را باطل كرده باشيم. به قول مولانا: هر كسي را اصطلاحي داده اند.
آينه داني كه تاب آه ندارد: نقد و بررسي ترجمه خشم و هياهو توسط دكتر صالح حسيني، فصلنامهُ مترجم ، سال اول، شماره 4، زمستان 70. اين مقاله پاسخي است به مباحثي كه توسط دكتر صالح حسيني پيرامون ترجمه رمان خشم و هياهو، اثر ويليام فاكنر در نشريه مترجم مطرح شده است. در اين مقاله، با استناد به فرهنگ لغات ، مباحث نظري در زبانشناسي، و نيز با توجه به ساخت خود اثر، استدلال مي شود كه اين ترجمه باز هم كار مي طلبد.

3- اونيل و ميراث ايبسن، نمايش ، سال سوم، شماره 27، 1369.
بسيارند كساني كه آفریدن اثر هنري را کاری 'نو' مي¬دانند. کسانی همچون اليوت نیز هستند كه هیچ آفرینشی را 'نو' نمی¬دانند مگر آن¬که منظور از نوبودن ریشه¬داشتن در سنت ادبی باشد.
اين مقاله با نظري موافق با اليوت، نشان مي¬دهد كه چگونه اونيل، كه در تئاتر معاصر از بدعت¬گذاران به¬شمار می¬آید، خود نگاهي به¬ميراث گذشتگان، از جمله هنريك ايبسن، دارد. اين گفتار به بینامتنیت نمايشنامه¬ی مردیخین می¬آید (مسيحا( ن)فسي مي¬آيد، اثر اونيل با مرغابي وحشي ايبسن می¬پردازد.
4- اونيل، تراژدي و تمثيل، نشريه¬ی دانشكده¬ی ادبيات دانشگاه شهيد باهنر كرمان، دوره¬ی سوم، شماره¬ی 1، بهار 71. نيز به عنوان مقدمه بر نمايشنامه نخستين آدم نوشتهُ اونيل، ترجمهُ همين قلم.
اين مقاله تفسير متن نمايشنامه نخستين آدم اثر اونيل است كه به قلم نويسنده اين مقاله به فارسي ترجمه شده است. كرتيس جيسن، دانشمند انسانشناسي كه قصد دارد جهت كشف ‘حلقه مفقوده’ به تبت سفر كند، در برزخي از محيط خود اسير مي شود و نهايتا در مي يابد كه شناختن خويشتن خويش بسيار مشكل تر از سفر به چين است.
5- ايبسن و رئاليسم: با نگاهي به مرغابي وحشي ، نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني ، دوره اول، شماره 1، سال 69. نيز به عنوان مقدمه بر نمايشنامهُ مرغابي وحشي نوشتهُ ايبسن ترجمهُ همين قلم و يداله آقا عباسي.
اين مقاله معيارهاي رئاليسم را در نمايشنامه¬نويسي بررسي می¬کند. نويسنده، با بررسي نمايشنامه¬ی مرغابي وحشي، خصوصيات گفتار، چهره¬ها و صحنه¬پردازي را در اين¬گونه تئاتر معرفي مي¬کند و سپس بينش ايبسن را در باره¬ی روان و رفتار اجتماعي آدمي بررسي مي¬كند.

6- ايبسن و جان گابريل بوركمان: درام عشق و تجسد، سينما تأتر سال اول شماره 5، بهمن 1373.
با نگاهي به نمايشنامه جان گابريل بوركمان، اين مقاله به معااني گوناگون ‘مرگ’ در آثار ايبسن مي پردازد. تلاش شده است كه ‘مرگ’ به عنوان نماد تغيير ناپذيري، انجماد فكري، سدي در برابر تفاهم و ايثار، و نيز گذر از نوعي آگاهي به آگاهي أي تازه تر، تعريف شود.

7- تراژدي چيست؟ فصلنامه تئاتر، شماره هاي 9-10بهار وتابستان 1369.
تراژدي يونان باستان گونه أي از انواع ادبي است كه بايد از ساير گونه هاي تراژدي -- تراژدي رم باستان و تراژدي دوره اليزابت -- تفكيك گردد. در اين تحقيق، نويسنده تلاش مي كند با پرداختن به تعاريفي كه براي تراژدي موجود است، اين نوع ادبي برخاسته از ادبيات يونان را پرچمدار ادبيات آرماني و تاييد كننده زندگي و سعادت در اين جهان معرفي نمايد. در اين راستا، نخست تعاريف ناقصي كه از اين نوع ادبي رايج است به نقد كشيده مي شود و سپس با ارائه نمونه هاي بارز از ادبيات تراژيك زواياي اين نوع ادبي اندكي بيشتر مورد بررسي قرار مي گيرد.

8- شفقت وترس ومعضل كتارسيس، فصلنامه تئاتر، شماره 13 ، بهار 1370.

در تعريفي كه ارسطو از تراژدي ارائه مي دهد، يك نكته -- كثارسيس -- براي صاحبنظران مبهم مانده است. پاره أي آن را به مفهوم پاكسازي، پاره أي به معني پالايش، و گروهي آنرا به مفهوم ‘تخليه’ شناخته اند. در اين گفتار تلاش شده است با استناد به رساله در باره نفس، اخلاق نيكوماخس، سياست، و فن شعر ارسطو، اين بحث به ميان كشيده شود كه احتمالا مراد ارسطو از كثارسيس پاكسازي يا تخليه نفس انسان از عواطف نيست، بلكه مراد ايجاد تعادل در مجموعه عواطفي است كه نفس بر آنها استوار است.

9- سخني پيرامون آزمون چهارگزينه اي ادبيات انگليسي در مقطع كارشناسي ارشد، روزنامه اطلاعات، يكشنبه 15 آبان 70.
محور اصلي اين گفتار آنست كه ادبيات مبحثي نظري است كه مي تواند به تعداد خوانندگان اثر ادبي تفسير و نظر فراهم آورد. هرچند كه هر يك از اين تفاسير از منطق خاصي پيروي مي كند، اما نمي توان از همگان خواست كه به يك منطق از پيش تعيين شده گردن نهند. هرگاه چنين شود، راه نظر بسته خواهد ماند.
ارائه آزمون چهار گزينه أي در زمينه ادبيات و در مقطع كارشناسي ارشد، همواره اين خطر را به همراه دارد كه در گزينش علمي اين دسته از دانشجويان به خطا رويم.

10- كتاب فارسي اول دبستان و الفباي زندگي، روزنامه همشهري، سه شنبه 9آبان 1374. تجديد پاپ، بدون حذف و ناقص نمودن مطلب، فصلنامه فرهنگ كرمان، شماره 3، 1378.
اين مقاله با بررسي زبان و تصاوير كتاب فارسي اول دبستان نشان مي دهد كه در هنگام تدوين اين كتاب تا چه اندازه، خواسته يا نا خواسته، نتوانسته است از پندار هاي مرسوم در مورد مرزبندي هاي جنسيت و رشد فراتر رود و، بيشتر به جنس مذكر توجه شده است، امري كه در شكل دهي تلقي كودكان نقش اساسي و مخرب دارد.
11- زبان ادبي به عنوان نظام نشانه ها، مجله زبانشناسي، سال نهم، شماره دوم، سال 1371.
اين مقاله به متون ادبي به عنوان دستگاهي نظام مند مي نگرد، نظامي كه با استفاده از علم نشانه شناسي مي توان آن را بررسي و رمز گشائي نمود. پس از اين بحث كلي، به نمونه هاي عيني در اين زمينه اشاره مي شود و اين گفتار با اشاره به شيوه مقابل آن، ساخت شكني، پايان مي يابد.

12- از جدايي ها: پاسخ به ميزگرد تئاتر در فصلنامه كرمان، شماره 4، سوره، دوره چهارم، شماره 9، 1371.
اين مقاله پاسخي است به يكي از سردبيران نشريات داخلي كه ادعا كرده اند در ايران نقد تئاتر، نمايشنامه نويس ممتاز، و مترجم خوب متون نمايشي نداريم. در اين مبحث، نويسنده مي كوشد موانع موجود در سر راه هر يك از اين فعاليتهاي فرهنگي-هنري ار معرفي نمايد. از جمله عوامل بازدارنده در شكل گيري نقد سالم، به نظر نويسنده، نوعي آپاتايت فرهنگي است كه از سوي دست اندركاران چاپ و نشر اعمال مي شود. در زمينه كمبود مترجم خوب متون نمايشي نيز به چند مورد اشاره شده است كه يكي از آنها ‘تيولداري’ در كار ترجمه است كه هرگونه حس رقابت سازنده را در نطفه خفه مي كند.

13- نگاهي به دزد دوچرخه از ديد " سيما"، ادبستان، سال دوم، شماره 10، 1370.
اين مبحث نقدي است بر شيوه نقد فيلم دزد دوچرخه در برنامه هنر هفتم سيماي جمهوري اسلامي ايران. نويسنده، پس از آن، نظر خود را در مورد نكاتي كه در اين برنامه عنوان شده است بيان مي كند.

14- داريوش مهرجويي و سائول بلو: نقدي تطبيقي پيرامون فيلم هامون و رمان امروز را درياب، ادبستان، سال دوم، شماره اول، 1369.
فيلم "هامون" ساخته مهرجويي شباهتهايانكار ناپذيري با رمان امروز را درياب اثر سائول بلو دارد.اين مقاله نشان دهندهعلل ظهور چنين مضامين مشابهي در دو جامعه مختلف است.
در هر دو اثر سرگرداني هاو مشغله هاي قشر روشنفكر مورد مطالعه قرار گرفته است و نويسنده اين مقاله مي كوشد علل اين معضلات را، با توجه به ساختار دو اثر، بررسي نمايد.

15- رابطه فرد و جامعه در آمريكا: نگاهي به آدم نامرئي، اثر رالف اليسون نويسنده سياهپوست آمريكا، نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد باهنر كرمان، شماره 2-3، پائيز 70 .
رالف والدواليسون نويسنده سياهپوست آمريكاست كه به خاطر رمان آدم نامرئي اش در محافل ادبي شهرت به سزايي دارد. در اين مقاله، نويسنده كوشيده است اين اثر را از ديدگاه نقد جامعه شناختي بررسي نمايد. از عمده مسائل مطروحه در اين مقاله اين است كه فرد در جامعه آمريكا بايد هويتي سيال، مواج، و بي ثبات داشته باشد ولذا هر گونه تلاش براي حفظ "من" اصيل فرد، توسط نظام حاكم -و البته به شيوه هاي ماهرانه – خنثي مي شود.

16- The Role of Dialogue in Teaching:
ارائه شده در نخستين كنفرانس مشترك بررسي مسائل آموزش زبانهاي خارجي، تبريز- باكو.دانشگاه تبريز، 14الي 16 مهرماه 71.
این گفتار، پس از بررسی روش¬های کهنه و پداگوژیکی در آموزش، به شیوه¬های باز تدریس به عنوان کنشی دوسویه می¬پردازد و کلاس درس را جایی برای تجدید سازمان پرسش¬ها و نه یافتن پاسخ¬های قطعی می¬داند.
17- بازيگري در غيبت تئاتر: نگاهي به فيلم" دانتون"، سينما تئاتر، سال چهارم ، 1376.
با اشاره به زمينه تاريخي فيلم "دانتون"، اين مقاله تلاشي است جهت نشان دادن اينكه تاريخ در آثار هنري با ارجاع به گذشته بازگويي يا بازنمايي نمي شود بلكه با زمان حال و مسائل روز پيوند مي خورد.

18- مرگ در پائيز و اوسنه بابا سبحان: قصه خاك و هويت، نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد باهنر كرمان، دوره سوم، شماره 2، پائيز 1371.
اين مقاله مقا يسه أي است بين نمايشنامه مرگ در پاييز اثر اكبر رادي و داستان "اوسنه بابا سبحان" اثر محمود دولت آبادي.
بر اساس نظريه "پديدار شناسي" ولفگانگ آيزر و پوله و نيز نظريه "چهار صورت مثالي" يونگ، نويسنده اين مقاله مي كوشد "نا نوشته" ها و "نا گفته" هاي اين دومتن را – كه حاصل يك دهه تاريخي معين در ايران هستند – به خواننده بشناساند.

19- نگاهي به فيلم مسافران : باز آفريني و واقعيت، فصلنامه فرهنگ و ادب كرمان ، شماره 10-9 بهار – تابستان 77.
اهميت رنگ، حركت، اشيا و گفتگو ها در اين فيلم به عنوان اثري بر جسته از بهرام بيضايي مورد بحث قرار مي گيرد و سپس، بر اساس اين نشانه ها، از فيلم كليتي ارائه مي شود.
20- -بادكنك سفيد: خلاقيت و دودلي، نقدي بر فيلم بادكنك سفيد، فصلنامه فرهنگ و هنر، كرمان، زمستان 76.
سواي نقد فيلم "بادكنك سفيد"، از آنجا كه اين فيلم در انگلستان نيز به نمايش گذاشته شد و نويسنده اين مقاله نيز با جمعي در آن كشور به بحث پيرامون اين فيلم نشسته است، اين گفتار مي تواند به عنوان گزارشي از ميزان مو فقيت اين اثر تلقي شود.
21-قصه ها غصه ها دارند: شرحي بر هنر روايت، فصلنامه فرهنگ وهنر كرمان، زمستان 76.
اين مقاله به بررسي ابعاد مختلف داستان يا روايت مي پردازد و ادعا مي كند كه داستان معنايش را از برخورد افق ديد خواننده با نظام ساختاري روايت ‘مي شناسد’ و، در اين فرايند، خواننده به عنوان توليد كننده و گفتگوگر با نويسنده، نقش فعالي مي يابد.

22-زبان "خدايگان" ، تن "بنده"، مبحثي پيرامون تئاتر هويت كه بايد به چالش با ارزش هاي تاتر عهد روشنگري بر خيزد. ارائه شده در سمينار " زبان ، تئاتر و هويت" در جشنواره سراسري تئاتر فجر، تهران، 17تا 27بهمن ماه 1376.
اين مقاله بحثي است پيرامون تئاتري ديگرگون كه در پيوند با قدرت و هويت نقش حساسي بر عهده دارد. در اين نوشته ابتدا با اشاره به توفان شكسپير آغاز مي شود كه در آن پراسپرو، نماينده ي مدرنيته ي آغازين، به صورت غير مستقيم و با تسلط بر تن بومي جزيره، دست بكار باز-نويسي تاريخ و سرنوشت جزيره و بوميان آن مي شود. اين به نمايش درآوردن خويشتن توسط پراسپرو به عنوان همان گونه ي تئاتر روشنگري تلقي مي شود كه امروزه و هنوز در كشورهاي جهان سوم همچنان به تبليغ قدرت و جبروت استعمارگران مي پردازد.
بخش بعدي مقاله با استفاده از بحث خدايگان و بنده در پديدار شناسي ذهن هگل، به اين مبحث مي پردازد كه براي بازيابي نقش تاريخي و هويت خويش، بنده بايد از الگوهاي نمايشي خدايگانها سرپيچي كند و طرحي نو در اندازد.

23-ناسازگاري آزمون چهارگزينه اي براي آزمون كارشناسي ارشد زبان و ادبيات (انگليسي)؛ ارائه شده در نخستين گردهمايي شيوه هاي سنجش از سوي سازمان سنجش آموزش كشور، 20-19 آبان ماه 77، تهران: دانشگاه شهيد بهشتي. به چاپ رسيده در مجموعه سخنراني هاي اين گردهمايي توسط سازمان سنجش كشور، تهران: سازمان سنجش آموزش كشور، 1378.
هر چند اينك آزمون چهار گزينه أي در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتراي زبان و ادبيات انگليسي ميزان سنجش توانايي داوطلب است، اين مقاله صرفا به بررسي آزمون هاي سال 71 تا 76 متعلق به آزمون هاي كارشناسي ارشد مي پردازد و ضمن بر شمردن مشكلات اين شيوه سنجش، راه حلي پيشنهاد مي كند كه از تركيب چند شيوه سنجش حاصل مي شود.

24-‘زور-ناله-ايسم’ را مي شناسيم، ‘برگ انجير’ را چه كنيم؟ درحاشيه اجراي نمايشنامه گوريل پشمالو در تئاتر شهر تهران در پائيز 77، اين مقاله با عنوان "مي توانيم همدل نيز باشيم"، در مجله نمايش، دوره جديد، شماره 10و 11، 1377، با حذف بعضي قسمتهاي مهم و با غلطهاي چاپي سرنوشت ساز! به چاپ رسيده است.
نمايشنامه گوريل پشمالو، نوشته يوجين اونيل و ترجمه بهزاد قادري در پائيز 77 در تئاتر شهر تهران بر صحنه رفت. از آن زمان تا پايان اجرا، و پس از آن مطبوعات مركز، به كرات در باره آن مطلب نوشتند و نيز با كارگردان آن چند مصاحبه ترتيب دادند، اما متاسفانه نحوه ارائه مطلب از جانب مطبوعات چنان بود كه گوي به عمد قصد سانسور مترجم يا تحريف مطالب را داشته اند.
اين مقاله پاسخي است هم به جرايد مركز و هم به كارگردان اين نمايشنامه. در قسمت نخست اين مقاله به تنگ نظري هاي مطبوعات تهراني، با ذكر شاهد، اشاره شده است و در قسمت دوم مقاله نقطه نظرات كارگردان در مورد نمايشنامه مورد بررسي قرار گرفته و به هر يك پاسخ مناسب داده شده است.

25-باغ ‘شب’ نماي ما و رئاليسم گروتسك: نگاهي به نمايشنامه باغ شب نماي ما، نوشته اكبر رادي، فصلنامه ادب كرمان، سال اول، شماره 2، زمستان 1377. اين مقاله در يادگارنامه اكبر رادي، ضميمه نشريه گيله وا شماره 57، تير 79 نيز تجديد چاپ شده است.
اين مقاله نقدي است بر نمايشنامه باغ شب نماي ما، نوشته اكبر رادي. در اثر تازه رادي، زندگي ناصرالدين شاه دوباره زير ذره بين رفته است. در اين نمايشنامه رادي برراي نخستين بار به تاريخ به عنوان متن كارش مراجعه كرده است؛ و در اين نوشته تلاش شده به ارزش هاي اين كار و نوع رئاليسمي كه او ارائه داده است اشاره شود.

26-مترجم متون ادبي چه ‘صيغه’ايست؟ ارائه شده در سومين كنفرانس بررسي مسائل ترجمه، دانشگاه تبريز، 17-15 اسفند 77.
مدت هاست كه در مطالعات ترجمه مسئله ‘وفاداري’ به متن اصلي و معادل سازي صوري مورد بحث بوده است. اين مقاله، با استناد به مباحث تازه اي كه در باره زبان مطرح شده است، و با استناد به هرمنوتيك به عنوان علم تفسير و ترجمه و با استناد به دستاورد هاي فمنيست ها در زمينه ساخت شكني زبان غالب، به نقش تازه مترجم در پيوند با نويسنده و متن اصلي مي پردازد. در اين برداشت تازه از نقش مترجم، نويسنده متن اصلي ديگر از بالا و از محور عمودي ارتباطات به پائين و بر كار مترجم نظارت نخواهد داشت، بلكه هر دو بر روي محور افقي ارتباطات با يكديگر داد و ستد مي كنند. بر طبق نظريات نو، مترجم متون ادبي، به همان اندازه نويسنده متن اصلي، صاحب طرح و برنامه است و اهميت او كمتر از نويسنده متن اصلي نيست.

27- "پايان تاريخ" : دهن كجي به ‘درام’ و ميدان دادن به ‘معركه گيري’ نمايش، در مركز هنر هاي نمايشي، خرداد 79
اين مقاله كه نخستين بار در سمينار داخلي واحد تحقيقات تئاتر دانشگاه اسكس انگليس ارائه شده است، به دو نوع پسامدرنيسم اشاره مي كند: يكي آنكه از جانب فوكوياما به پشتيباني پنتاگون ارائه شده است و پايان تاريخ و آغاز نظام نوين جهاني به سرگردگي آمريكا را جشن مي گيرد؛ دومي آنكه از سوي منتقدان اين بينش مطرح شده است و نظريه پايان تاريخ فوكوياما را نوعي شيادي به سرگردگي، آمريكا، بانك جهاني، و صهيونيسم مي دانند.
ادامه اين بحث، واكنش درام نويسان دوران پسامدرن را نسبت به پايان تاريخ بررسي مي نمايد و سابقه اين كار را به درام نويسان دوران ظهور ليبراليسم اقتصادي، يعني از قرن نوزدهم به اين سو رديابي مي نمايد.

28- به تربيت در آوردن نويسنده سركش: ايدئولوژى، دلواپسى، و همانند سازى در ترجمهُ متون ادبى، ارائه شده در اولين كنفرانس ترجمه ادبي ايران، دانشگاه فردوسي مشهد، 27-29 بهمن 78.
هر ترجمه اى، بويژه ترجمه متون ادبى، نوعى ‘انحرافِ’ خواسته يا نا خواسته از متن اصلى است، چرا كه چيزى از متن اصلى از دست مى رود يا بر آن افزوده مى شود. و به همين دليل، هر ترجمه ادبى مى تواند نوعى جشن جنبش و دگرگونى نيز به حساب آيد. كار ترجمه تاييد و تصديق مردگى و همانندى نيست، بلكه به جولان در آوردن روح حيات است به كورى چشم همانندى و ملال كه از ماندن در مدار ‘همان’ و ‘هميشه’ سيراب مى شوند. در اين حالت مترجم نه خويش را همانند نويسنده مى داند و نه متن ترجمه اش را نسخه برابر اصل متن اصلى، زيرا اثر او، به ميزانى كه به دو زمان گواهى مى دهد، سرشار از تنش بين دو متن و دو زمان است؛ بنابراين، به اندازه أى كه مترجم نسبت به اين تنش آگاهى داشته باشد، متنش به سوى ‘ادبى’ بودن ميل مى كند و نه با سرپوش نهادن بر تنش ها. اين نوع ‘انحراف’ لازمه تكميل و تكامل سبك شناخته مى شود و بر شالوده به رسميت شناختن ‘تفاوت’ ها استوار است.
اين شيوه كار كه از جنبش رمانتيسيسم و نگرش آن به زبان قوت گرفته و تا كنون نيز پر و بال گسترده است، ترجمه را به عنوان بسط و گسترش سبك، و نه تكرار آن، مى شناسد. ترجمه ادبى فقط نقش پيام رسانى را بر عهده ندارد، بلكه با گسترش سبك آهنگ تغيير اجتماعى را تاييد مى كند.
درست در نقطه مقابل اين تلقى، روش كلاسيك ترجمه ادبى قرار دارد كه تلاش مى كند اين باور را تقويت نمايد كه ادبيات ‘بازيابى’ (re-cycling) مفاهيم ثابت است و، بنابراين، متون ادبى تازه تكرار گذشته يا وضعيت موجود هستند. مقاله حاضر مى كوشد به بررسى اينگونه موارد بپردازد. در چنين مواردى، مترجم متون ادبى بيشتر نگران ‘تفاوت’ هاى موجود بين مرام خودش و آئين نويسنده است و، به همين دليل، بيش از آنكه به سبك و مسائل مربوط به آن بپردازد، نيروى خود را صرف به اصطلاح ادب نمودن متن مى كند تا ‘تفاوت’ ها كمتر و يا محو شوند و ‘همانندى’ بر كرسى بنشيند. در اين شيوه كار، مترجم نويسنده را وادار مى كند كه خودش را در آينه مترجم و همانند او بداند.

29- مصاحبه با هفته نامه فردوس كوير، سال دوم، شماره هاي 36(24/11/77)، 37(1/12/77)، 38(8/12/77).
در اين مصاحبه از مسائل مختلف فرهنگي، ادبيات، تئاتر و نقش آن در جامعه سخن رفته است.

30- در باره نمايشنامه ماركو پولي: مقدمه أي بر ترجمه اين نمايشنامه، تهران: انتشارات سپيده سحر، 1379
اونيل در نمايشنامه هايش زمينه هاي مختلف فرهنگ خودش را به باد انتقاد مي گيرد. اما اين نمايشنامه از ارزش ويژه أي برخوردار است، چرا كه اونيل ريشه هاي ماده پرستي فرهنگ روزگار خودش را با اشاره به نخستن رويارويي هاي سوداگرانه غرب با شرق، يعني سفر برداران پولو و ماركو پولو به شرق، بررسي مي نمايد. اين مقاله اشاره أي است به نحوه نگرش اونيل به اين رويداد تاريخي و اهميت بازنمايي دراماتيك آن براي پژوهش هاي بيشتر در مبحث شرقيگري در ادبيات غرب.

31- Cultural Transactions with Ibsen: Problems and Objectives in Translating Ibsen into Persian.
اين مقاله جهت ارائه در سمينار ايبسن كه در شهريور ماه 79 در مركز ايبسن شناسي دانشگاه اسلو در نروژ نوشته شده است.
32- پسا-مدرنيسم و تئاتر، زير چاپ
33- داد و ستد فرهنگي با ايبسن، فصلنامه مترجم، سال دهم، شماره 34، بهار و تابستان 1380
34- درام دوره رمانتيسيسم، مجله نمايش، دوره جديد، شماره 42، مرداد 1380
35- پيشگفتار بر ترجمه ماري استوارت، اثر شيلر، تهران، سپيده سحر، 1381
36- ويليام سارويان و ادبيات حاشيه نشينان، مقدمه بر مجموعه داستان نام من آرام است، تهران، سپيده سحر، 1381.

37- The Sublime and the Grotesque in Romantic Drama, Language Forum, Vol. 27, No. 1-2, Jan.-Dec. 2001, India, New Delhi
38- پيشگفتار بر نمايشنامه خاندان چن چي، تهران، سپيده سحر، 1380.

39- “What -- is -- this?”:
The Third Kingdom and the Dawn of Chaos in Rosmersholm, Ibsen Studies, Dec. 2003, Oslo university, Norway.
40- گزارشی از مرکز ایبسن شناسی دانشگاه اسلو، نشریۀ پل فیروزه، سال سوم، شمارۀ ۱۰، اسفند ۱۳٨۲.
41- کار مترجم احضار روح اثر و نگریستن در مومیایی نویسنده است، مصاحبه نیما دهقان با بهزاد قادری، مجله¬ی صحنه ( شماره های 28 و 29، سال ششم، بهمن و اسفند 84 و فروردین 85).
43- "انسان "بي ريخت" رادي، کلک ‏‎ شماره¬ی ‎‏۳۴، ‎,‎‏۱۳۸۴
44- زن در آثار ایبسن، روزبه، کرمان، شماره 1، 1384.
45- پرگنت: خاستگاه و دیدگاه¬های آن ادبیات و زبان (دانشکده ادبیات دانشگاه شهید باهنر کرمان)، شمارۀ 16، زمستان 1383
46- ماجراجویی یک دراماتورژ و داستان یک ترجمه، مترجم، سال سیزدهم، شماره 39، اسفند 1383.
47- The Golden Bowl: The Labirynth of Form as James’ Antidote to American Provincialism, Language and literature, No. 14 (2003). Shahid Bahonar University of Kerman.

48- تئاتر دانشجویی و انقلابی نو، نمایش، شماره 74، 1383
49- The Crack in the Skull: Chekhov’s Deconstruction of the Cartesian Self, , Il Castello di Elsinore. 51(2005), University of Turino, Italy.
50- Images of Freemasonry in Ibsen’s Dramas, North-West Passage, 2 (2005), Universsity of Turino, Italy.

51- Ibsen in Translation in Iran, Ibsen on the Cusp of the 21st. Century. Bergen, University of Bergen, 2005

52- Fra Persia Til Peers Rike
53- جدل بر سر قدرت در ادبیات و آیین های نمایشی قرون وسطی، پژوهش زبان های خارجی، تهران: دانشگاه تهران، شمارۀ 43، 1387.
54- دو-دیدی و چند آوایی: حافظ و افق های فرهنگی گوته و بایرن، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی مشهد. شمارۀ 2، 1382
55- آشوب در روشنگری: نگاهی به روسمرسهولم، پژوهش نامۀ علوم انسانی، شمارۀ 50-49، 1385، دانشگاه شهید بهشتی.
56- روشنگری در بوتۀ آزمایش، نگاهی به نمایشنامۀ دشمن مردم. پژوهش زبان های خارجی، شمارۀ 31، تابستان 1385.
57- شلای استیفنسن: نژاد و جغرافی بهشت، روزنامه¬ی شرق، 31 مهر 1389.
58- سیرجدلی اندیشه¬ی آرمانشهری: گذر از «نه» به «آری»، شرق، 14 مهر 1389.
59- نبوغ در بازار معرفت¬شناسی: ادوارد باند و پیتر شفر، شرق، 5 آبان 1389.
60- هنر دیدن و تماشایی بودن: بررسی کتاب نیاز به تئاتر اثر وودراف، شرق، 18 آبان 1389.
61- گوته و بایرن: عقاب و قوش در فرهنگ و درام اروپا در قرن نوزدهم، شرق، 3 آذر 1389.
62- دیونیزوس در تعزیه¬های مسیح در قرون وسطی، شرق، 17 آذر 1389.
63- شکسپیر، رمانتیسیسم، انگلیس و سیاست، شرق، 1 دی، 1389.
64- جشنواره¬ی هوسی: نگاهی به تعزیه شهادت امام حسین (ع) در کشورهای کارئیب، شرق، 11 دی، 1389.
65- تئاتر سانسکریت و ادبیات نمایشی، شرق، 28 دی، 1389.
66- «دیدن» از تمثیل قرون وسطی تا رئالیسم گوتیک، شرق، 20، بهمن، 1389.
67- نظر بازی مَمِت با افلاطون، ارسطو و جویس، مجله‌ی هنر و ادبیات همشهری، شماره¬ی 1، 4 مرداد، 1390.
ی: ترجمه مقالات
1- جيكوب آ. لوئن، براي كه ترجمه مي كنيم؟، ترجمهُ بهزاد قادري، ادبستان، سال دوم، شماره 8، 1370.
2- ماري ب. مولت، زندگي خارق العادهُ يوجين اونيل، ترجمهُ بهزاد قادري. به عنوان مقدمه بر نمايشنامهُ گوريل پشمالو نوشتهُ اونيل، ترجمهُ اين قلم.
3- فضاهاي خطاي نسبي و مغز، ترجمه دكتر ماشاءالله ماشين چي و بهزاد قادري، بسوي بينهايت، انجمن رياضي دانشجويان دانشگاه شهيد باهنر كرمان،شماره سوم، بهار 1374.
4- مصاحبه با آرتور ميلر، ترجمه بهزاد قادري، سينما تئاتر، سال چهارم، شماره 22، 1376.
5- پال م. كوبتا، شرحي بر نمايشنامهُ روسمرسهلم، نوشتهُ ايبسن. مقدمه بر ترجمه همين نمايشنامه به اين قلم.
6- مايكل مي ير، شرحي بر نمايشنامهُ هنگامي كه ما مردگان سر برداريم، نوشتهُ ايبسن. مقدمه بر ترجمه همين نمايشنامه به اين قلم.
7- راينر ماريا ريلكه، چكامهُ ايبسن، گردون، شماره 52، 1374.
8- آگوستو بال، “تئاتر اولين اختراع بشر”: فصلي از كتاب رنگين كمان تمنا، زير چاپ در مجله نمايش، ”تهران: مركز هنر هاي نمايشي
9- اشتاينر، جورج، تراژدي در گذر زمان، نمايش، دوره جديد، شماره 22 و 23، آدر و دي 1378
10- ژاك دريدا، تئاتر بي رحمي و پايان بازنمايي، مقدمه اي بر خاندان چن چي نوشته آرتو، تهران، سپيده سحر، 1380.
11- مایزر، کاری. دراماتورژی در کلاس درس: آموزش به دانشجویان دوره¬ی کارشناسی که دانش 'جو' نباشند، مجله¬ی تئاتر، شماره¬ی 39، 1384

ن: ترجمه نمايشنامه
1- هنريك ايبسن، مرغابي وحشي، (به همراه يدالله آقاعباسي)، تهران: مركز هنرهاي نمايشي، 1373.
2- لي .رابرت اي و جروم لارنس، آن شب كه "تورو" زندان بود، (به همراه يدالله آقا عباسي)، تهران، مركز هنرهاي نمايشي، 1370.
3- اونيل، يوجين ، نخستين آدم، تهران: مركز هنرهاي نمايشي، 1370.
4- اونيل، يوجين، گوريل پشمالو، تهران: مركز هنرهاي نمايشي، 1370.
5- ايبسن، هنريك، روسمرسهولم، تهران: نشر تجربه، 1376.
6- ايبسن، هنريك، هنگامي كه ما مردگان سربرداريم، تهران: نشر تجربه ،1376.
7- اونيل، يوجين، مرد يخين مي آيد (به همراه يدالله آقاعباسي)، تهران: سپيده سحر، 1380.
8- سارويان، ويليام، اسم من آرام است، تهران، سپيده سحر، 1381.
9- هاوارد باركر، ترحم در تاريخ، تهران: سپيده سحر، 1379.
10- اونيل، يوجين، ماركو پولي (به همراه يدا… آقاعباسي)، تهران: سپيده سحر، 1379.
11- شلي، پرسي بيشي خاندان چن چي، تهران: سپيده سحر، 1380.
12- آنتونن آرتو، خاندان چن چي، تهران: سپيده سحر، 1380.
13- چرچيل، كاريل، سالار زنان، سپيده سحر، 1380.
14- باند، ادوارد، احمق، (به همراه يدا… آقا عباسي)، سپيده سحر، 1380.
15- برنتن، هاوارد، ادبيات مرده شور، ـهران: نشر قطره، 1384.
16- چرچيل، كاريل، سالار-زنان، تهران: سپيده سحر، 1380.
17- شيلر، ماري استوارت، تهران: سپيده سحر، 1381.
18- ايبسن، پرگنت، تهران: نشر قطره، 1384.
19- بايرن: سارداناپالس، نشر پرسش، 1388
20- استیفنسن، اطلس جهان، ترجمه¬ی بهزاد قادری/مریم بالازاده، تهران: نغمه¬ی زندگی، 1390
21- اندرسن، پابرهنه در آتن، ترجمه¬ی بهزاد قادری/حسین زمانی¬مقدم، تهران: قطره، زیر چاپ

م: ترجمه و تاليف كتاب
1- جورج اشتاينر، مرگ تراژدي، زير چاپ. تهران: مركز هنر هاي نمايشي. اين كتاب بررسي نسبتا جامعي است در باره زوال تراژدي از يونان باستان تا دهه 60 قرن بيستم و يكي از كتب بسيار ارزشمند و مرجع براي دانشجويان و علاقمندان به هنر تئاتر و نمايشنامه نويسي است.
2- B. Ghaderi Sohi, Theatres of the Mind: Revolutions and British Drama, New Delhi, Bahri Publications, 2002.
3- بهزاد قادري، با چراغ در آينه هاي قناس: ادبيات نمايشي رمانتيسيسم و تئاتر پسا-مدرن، تهران: نشر قطره، 1384.
4- بهزاد قادري، هر كسي را اصطلاحي داده اند: شش گفتار پيرامون ترجمه متون نمايشي، كرمان: انتشارات دانشگاه شهيد باهنر كرمان، 1382
5- بهزاد قادري، گذر از تئاتر ارسطويي به درام پسا-مدرن، كرمان: انتشارات دانشگاه شهيدباهنر كرمان، 1382.
6- بهزاد قادري: ايبسن: آرمانشهر و آشوب، آبادان: پرسش، 1386
7- پال وودراف، نیاز به تئاتر، تهران: مینوی خرد، زیر چاپ
و-همایش¬های داخلی و بین المللی
1- تصاویر فراماسونری در آثار ایبسن، کنفرانس بین المللی ایبسن (ایبسن و نیمه¬ی پنهانش)، ایتالیا، دانشگاه تورین (1383)
2- صور قناس در شاهنامه و پرگنت، سومین کنفرانس بین المللی ایبسن، چین، دانشگاه ووهان (1385)
3- تقلید از آنچه که نیست: بارت و نقد خلاق، همایش بارت، دانشگاه تهران، 1385.
4- تئاتر ملی در ایران، همایش تئاتر ملی، دانشگاه تهران، 1385.
5- کولریج و اسلام: نمایشنامه¬ی ندامت. همایش دوسالانه¬ی ادبیات تطبیقی، دانشگاه تهران، 1386.
6- پرگنت و میترائیسم، یازدهمین کنفرانس بین المللی ایبسن، ایبسن جاوید، نروز (اسلو)، 1386.
7- جدال بر سر قدرت: مداخله¬ی مردم در متون نمایشی آیینی در قرون وسطی، همایش تئاتر و مخاطب، دانشگاه تهران، 1387.
8- داستان کوتاه: نیاز ازلی و ابدی آدمی به شعر، دانشگاه تهران: همایش بین المللی داستان کوتاه، 1387.
9- بهزادی و ادبیات: عالمی دیگر بباید ساخت وزنو آدمی، همایش دوسالانه¬ی ادبیات تطبیقی، دانشگاه تهران، 1388.
10- تئاتر خصوصی در ایران، همایش تئاتر خصوصی، تهران، مرکز هنرهای نمایشی، 1387.
11- ترجمه¬ی ایبسن در ایران: بررسی دشمن مردم، همایش بین المللی ایبسن از نگاهی دیگر، بنگلادش، داکا، 1388.